ذبيح الله صفا
806
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
بعد از سال 720 در خانقاه سكّاكيه معتكف شد با آنچه گذشت سازگار و روشن مىگردد . خانقاه سكّاكى منسوب بود بشيخ ابو الحسن سكّاكى سمنانى كه از اصحاب ابو الحسن بستى شاگرد شيخ ابو على فارمدى بوده است . بعد از انقطاع از عوالم مادّى علاء الدوله در ارشاد شهرت بسيار حاصل كرد « و فيض ارشاد او بجايى رسيد كه جامع جميع سلاسل متأخرّين گرديد و گوش زمانه مضمون اين رباعى از زبان مبارك او شنيد : هر رند كه در مصطبه مسكن دارد * بويى ز من سوخته خرمن دارد هرجا كه سپه گليم آشفته دليست * شاگرد منست و خرقه از من دارد » « 1 » و مورد اعتقاد و احترام پادشاهان و رجال و اكابر زمان گرديد چنان كه چون كار اختلاف ميان سلطان ابو سعيد بهادر و امير چوپان نويان بالا گرفت و قرار بر جنگ شد امير چوپان با هفتاد هزار سوار و با سرداران خود از خراسان بجانب عراق تاخت و سر راه خود در سمنان « بخانقاه معارف پناه شيخ ركن الدين علاء الدولهء سمنانى رفته نوبت ديگر در مجلس شريف شيخ با امرا و اعيان عهد و پيمان در ميان آورد كه از وى روگردان نشوند و از آن حضرت التماس نمود كه با پادشاه ملاقات نموده بزلال موعظت و نصيحت نايرهء غضب سلطانى را فرونشاند تا بار ديگر نسبت به او در مقام عنايت و رعايت آيد و جمعى را كه در كشتن دمشق خواجه اهتمام نمودهاند بوى سپارد ، و شيخ ركن الدين علاء الدوله ملتمس چوپان نويان را بشرف اجابت اقتران داده متوجّه اردوى پادشاه جهانيان گشت و بعد از وصول سلطان عالى مقام بتعظيم و احترام شيخ قيام نموده و او را در پهلوى خويش نشانده به دو زانوى ادب بنشست و شيخ در باب اصلاح جانبين و انطفاء نايرهء نزاع و شين سخنان بر زبان آورده سعى موفور بتقديم رسانيد تا بار ديگر ميان سلطان و چوپان صورت موافقت روى نمايد . . . » « 2 »
--> ( 1 ) - مجالس المؤمنين ص 300 ، و نيز رجوع شود به همين كتاب و همين مجلد ص 172 ( 2 ) - حبيب السير ج 3 ص 212